@مجله گوناگون ادبی و فرهنگی و هنری@* various magazine literary & culture & art *
نویسنده :سعادت
تاریخ:یکشنبه 29 بهمن 1391-11:05 ب.ظ

ضرب المثل پارسی « ش »

1.شمر، جلودارش نمیشه.

2. شکم گشنه، آروغ فندقی.

3. شریک اگر خوب بود، خدا هم شریک میگرفت.

4. شترها را نعل میکردند، کبک هم پایش را بلند کرد.

5. شتر مرغ را گفتند: بار بردار گفت: مرغم  گفتند: پرواز کن گفت: شترم.

6. شتر سواری دولا دولا نمیشه.

7. شده کلاف سر در گم.

8. شدی عین ستاره سهیل.

9. شیطونی از چشماش میباره.

10. شیشه عمرش پیش منه.

11. شیطون پیش اون باید درس بخونه و چیز یاد بگیره.

12. شیله پیله تو کارش نیست.

13. شتر با بارش گم شد.

14. شنوده باید عاقل باشد.

15. شاهنامه آخرش خوش است.

16. شتر در خواب دیند، پنبه دانه. گهی لپ لپ خورد گه دانه دانه.

17. شتر دیدی، ندیدی.

18. شوهر کردم وسمه کنم نه وصله کنم.

19. شمشیرش به ابر میرسد.

20. شورش را در آورده.

21. شیر مرغ و جان آدم.

22. شیری یا روباه.

23. شکمی از عزا در آوردن.

24. شریک دزد و رفیق قافله.

25. شاه میبخشه، شیخ علیخان نمیبخشه.

26. شاخ درآوردن.

27. شاخ به شاخ شدن.

28. شاخ و کشیدن.

29. شبنم، برای مورچه سیل است.

30. شاخه کهنه خم نمیشود.

31. شیطون تو جلدش رفته.

32. شبیه کپک سر و تو برف فرو کردن.

33. شانس در خونه را زدن.

34. شهر که بی کلانتر باشه، قورباغه هفت تیر کش میشه.

35. شکستن آئینه هفت سال بدبختی می آورد.

36. شب دراز است و قلندر بیدار.

37. شاعر میگه :..........

38. شیرینکاری در آوردن.

 



نوع مطلب : ضرب المثل فارسی 

نویسنده :سعادت
تاریخ:جمعه 13 بهمن 1391-11:34 ق.ظ

ضرب المثل پارسی « ص »

1.صورت را با سیلی سرخ نگه  داشتن.

2. صلاح مملکت خویش را خسروان دانند.

3. صد موش را یک گربه، بس است.

4. صبر، کلید کارهاست.

5. صد رحمت به کفن دزد اولی.

6. صبر کوتاه خدا سی ساله.

7. صد تا چاقو بسازه، یکیش دسته نداره.

8. صد تا دوست کمه و یک دشمن زیاد.

9. صداش، صبح در میاد.

10. صابونش، به جامه کسی خوردن.

11. صبر تلخ است، لاکن بر شیرین دارد.

12. صدقه، نمک ثروت است.

13. صدای مردم، صدای خداست.

14. صدقه ای که هنگام تندرستی داده میشود، طلا. و صدقه ای که هنگام بیماری داده میشود، نقره. و صدقه ای که پس از مرگ داده میشود، سرب است.

15. صدای دوغول از دور خوش است.

16. صلاح کار خود را عاقلان دانند.



نوع مطلب : ضرب المثل فارسی 

نویسنده :سعادت
تاریخ:یکشنبه 8 بهمن 1391-02:58 ب.ظ

ضرب المثل پارسی « ض »

1.ضامن را جای ضامن نگیرند.

2. ضرب خورده، جراحه.

3. ضرر تلخه.

4. ضرب، ضرب اول.

5. ضرب شست، نشان دادن.

6. ضریب هوشی بالا بودن.

7.ضرب دو در دو چند میشه؟ جواب: پنج تا.

 

 



نوع مطلب : ضرب المثل فارسی 

نویسنده :سعادت
تاریخ:شنبه 7 بهمن 1391-02:54 ب.ظ

ضرب المثل پارسی « س »

1.سبزی پاک کردن

2. سالها بی قمقمه مشق کرده.

3. ستاره سهیل است.

4. سازشان با هم کوک نیست.

5. سبیلشان آویزان شدن.

6. سبیلش را چرب کردن.

7. سال به سال، دریغ از پارسال.

8. سال به دوازده ماه، ما میبینیم، یکدفعه هم تو ببین.

9. سالها میگذره، تا شنبه به نوروز بیفته.

10. ستاره را بالای سر خود نتوان دیدن.

11. سالی که نکوست، از بهارش پیداست.

12. سرا پا گوش بودن.

13. سایهء همو با تیر میزنند.

14. سبیلش را دود داد.

15. سبوی نو، آب خنک دارد.

16. سر پیری، معرکه گیری.

17. سر پیری، دماغ امیری.

18. سخاوت پس از ادای وام است.

19. سر بیگناه پای طناب دار میره، ولی بالای دا نمیره.

20.سخن نیکو، صیاد دلهاست.

21. سر بی صاحب میتراشد.

22. سر بزنگاه رسیدن.

23. سرش از خودش نیست.

24. سر را با پنبه بریدن.

25. سخنی که از دل برخیزد، لاجرم بر دل نشیند.

26.سرش بر تنش، زیادی میکند.

27. سر به صحرا گذاشت.

28. سر رشته و گم کردن.

29. سر در سر چیزی کردن.

30. سر بزرگ، بلای بزرگ دارد.

31. سرش تو حسابه.

32. سرش توی لاک خودشه.

33. سر از پا نشناختن.

34. سر حلیم روغن میرود.

35. سرش برای فلان کار درد میکند.

36. سر به سنگ خوردن.

37. سرش به کلاهش می ارزه.

38. سر به هوا راه رفتن.

39. سرم را پاک، شیره مالید.

40. سرمو بشکن، نرخمو نشکن.

41. سر گنده اش زیر لحاف است.

42. سر قبری گریه کن که مرده تویش باشه.

43. سرنا را از سر گشادش، میزنه.

44. سر کیسه را شل کن، همه دنبالت میان.

45. سر و گوش آب دادن.

46. سرکه هوا رفت، پایین رو نمیبینه.

47. سر وجان فدای شکم.

48. سری که درد نمبکنه، دستمال نمی بندند.

49. سر و ته، یه کرباسند.

50. سفره اش همیشه پهن است.

51. سرش را پیراهنش هم نمبداند.

52. سری از هم جدا هستند.

53. سقش، سیاه است.

54. سگ داد و سگ توله گرفت.

55. سگ در خانه خود شیر است.

56. سگ پاچه صاحبش را نمیگیره.

57. سگ باش، کوچک خانه مباش.

58. سگ زرد، برادر شغال است.

59. سگ چیه که پشمش باشه.

60. سگش، بهتر از خودش است.

61. سگ را چاق کنند، هار میشه.

62. سگ سیر، دتبال کسی نمیره.

63. سگ از درد مینالد، بی بی شکر میخواهد.

64. سگ دو زدن.

65. سلام بزرگ و کوچک نداره.

66. سنببه اش پر زور است.

67. سنگ کوچک، سر بزرگ را میشکند.

68.سنگ بزرگ علامت نزدنه.

69. سوادش را اب برده.

70. سوراخ دعا را گم کرده.

71. سنگ به در بسته میخورد.

72. سنگ مفت، گنجشک مفت.

73.[ در کاری] سنگ انداختن.

74. سنگ خانه قورباغه را گرو میکشد.

75. سوسکه از دیوار بالا میرفت،مادرش میگفت: قربون دست و پای بلورت.

76. سیلی خور روزگار شدن.

77. سوداگر، پنیر از شیشه میخوره.

78. سوار از پیاده خبر نداره، سیر از گرسنه.

79. سیلی نقد، به از حلوای نسیه است.

80. سنگمو با او، وا کردم.

81. سینه کرگدن، خاروندن.

82. سیبی است که از وسط دو نصف کرده باشند.

83. سوزن همه رو لباس دار میکنه و خودش همیشه لخته.

84. سیخم و میخم، اتاق بیخم.

85. سیر به پیاز میگه: پیف پیف، چقدر بو میدی.

86. سیبی که بالا میره، تا پایین بیاد، هزار بار چرخ میخوره.

87. سیاهی لشکر نیاید به کار، یک مرد جنگی به از صد هزار.

88. سوزن در انبار کاه گم شدن.

89. سرمایه ات در این جهان یک کفن است، آنهم به گمانم ببری یا نبری.

90.  سر را بالا گرفتن.

91. سکوت، علامت رضاست.

92. سر، یا به کار، یا به بار، یا به دار.

93. سر از پا نشناختن.

94. سر تو بنداز پایین.

95. سخن راست را چه احتیاج به سوگند.

 

                  

 



نوع مطلب : ضرب المثل فارسی 

نویسنده :سعادت
تاریخ:شنبه 7 بهمن 1391-10:47 ق.ظ

ضرب المثل پارسی « ط »

1.طوطی وار یاد گرفتن.

2. طلا که پاکه، چه منتش به خاکه.

3. طاقتم، طاق شد.

4. طشت از بام افتاد.

5. طشت طلا را رو سرت بگیر و برو.

6. طبل تو خالیست.

7. طاقت دیدن مهمان نداشت، خونه رو ول کرد.

8. طاس اگر نیک نشیند، همه کس نراد است.

9. طلسم کردن.[ شدن.]

10. طاقتم تمام شد.

 

 



نوع مطلب : ضرب المثل فارسی 

نویسنده :سعادت
تاریخ:پنجشنبه 5 بهمن 1391-11:24 ب.ظ

ضرب المثل پارسی « ز »

1.زبانش به تته پته افتاده.

2.زبان خر را خلج میدونه.

3.زبان سست و حرف درست.

4.زبان گوشت است و به هر طرف بچرخانی میچرخد.

5.زبان،مو در آوردن.

6.زاغم زد و زوغم زد، پس مانده کلاغ، کورم زد.

7.زاغ سیاهشو چوب زدن.

8.زدی ضربتی، ضربتی نوش کن.

9.ز تعارف کم کن و مبلغ و افزا.

10.زردآلو را میخورند برای هسته اش.

11.زمستان رفت و روسیاهی به ذغال ماند.

12.زیر آب کسی را زدن.

13.زمانه با تو نسازد، تو با زمانه بساز.

14.زیر پای کسی نشستن.

15.زدیم و نگرفت.

16.زمین وزمان را به هم دوزی، خداوند ندهد زیاد روزی.

17.زن سلیطه، سگ بی قلاده است.

18.زن، جو و گندم میزاد.

19.زنده بلا، مرده بلا.

20.زن راضی، مرد راضی، گور پدر قاضی.

21.زیرکاسه، نیم کاسه است.

22.زیر شالش، قرصه.

23.زیر پای کسی پوست خربزه گذاشتن.

24.زورش به خر نمیرسه، پالون خر رو بر میداره.

25.زرنگی زیاد، مایه جوان مرگیست.

26.زر، زر کشد.

27.زر بغل کسی هندوانه گذاشتن.

28.زرنا را از سر گشادش میزنه.

29.زاینده، برنده است.

30.زبان گزیده، بدتر از مار گزیده است.

31.زیراندازش زمین، رواندازش آسمان.

32.زبان در دهان، پاسبان سراست.

33.زیر دمش، سست است.

34.زبان مرغان، مرغان دانند.

 35.زینب، ستمکش است.

36.زنگوله پای تابوت.

37.زخم خوب میشه، ولی جایش میمونه.

38.زیر و بالا گفتن.

39.زیر سرش بلنده.

40.زن وشوهر دعوا کنند، ابلهان باور کنند.

41.ز گهواره تا گور دانش بجوی.

42.زیر کوه قاف هم باشی، پیدایت میکنم.

43.زیره ، به کرمان بردن.

44.ز عضوی به درد آورد روزگار، دگر عضوها نماند قرار.

45.زیر چراغ تاریکی است.

46.زیر پای[ بغل] کسی را خالی کردن.

47.زنده باد و زنده یاد.

48.زلیخا گفتن و یوسف شنیدن، شنیدن کی بود مانند دیدن.

49.ز دانش، دل پیر برنا بود.

50.زهر، علاج زهر است.

51.زن همان مرد است و مرد همان زن.

52.زنگار ز آئینه دست پاک کن.

53.زمانه بیامد و نبودش توان.

54.ز منجیق فلک، سنگ فتنه می بارد؛ تو ابلهانه گریزی به آبگینه حصار.

55.زبان سرخ، سر سبز را میدهد بر باد.

56.زبانش شش متر.

57.زیرآب زدن.

 

 



نوع مطلب : ضرب المثل فارسی 

نویسنده :سعادت
تاریخ:سه شنبه 3 بهمن 1391-08:56 ب.ظ

ضرب المثل پارسی « ظ »

1.     ظالم، پای دیوار خودشو میکنه.

2.     ظلم،عاقبت نداره.

3.     ظاهر از شیخ و باطن از شیطان.

4.     ظاهر و باطنش یکی است.

5.     ظالم دست کوتاه.

 

 

 

 

 



نوع مطلب : ضرب المثل فارسی 

نویسنده :سعادت
تاریخ:سه شنبه 3 بهمن 1391-12:01 ب.ظ

ضرب المثل پارسی « ر »

1. روز از نو، روزی از نو.

2. رستم است و یک دست اسلحه.

3. راست و دروغش، به گردن راوی.

4. رخت به صحرا نهادن.

5. رفتم ثواب کنم، کباب شدم.

6. روده بزرگ،روده کوچک خوردن.

7. راهبر باش، نه راهبر.

8. رقاصه نمیتونست برقصه، گفت: زمین کج .

9. راه حق، پشیمانی ندارد.

10. رایگان، گران است.

11 رفتم با خودم، آمدن با خدا.

12. رحم کن تا به تو رحم کنند.

13. ریشه اش را ملخ خورده.

14. روزی بده به قدمه.

15. راه باز است و جاده دراز.

16. روزه شک دار گرفتن.

17. ریسمان سوخت و کجیش بیرون نرفت.

18. راه نفسشو بستم.

19. ریش و قیچی هردو در دست شماست.

20. روغن چراغ ریخته، وقف امامزاده.

21. ریاست بی سیاست، نتوان کرد.

22. روزی گربه، دست زن شلخته است.

23. رنگش را ببین، حالش را بپرس.

24. روزه بی نماز، عروس بی جهاز، قورمه بی پیاز.

25. روزگار، ٱئینه را محتاج خاکستر میکند.

26. رنگش، مثل گچ سفید شد.

27.روزه خوردنش را دیده ام، اما نماز خواندش را ندیده ام.

28. روزه گنجشکی گرفتن.

29.راه دویده، کفش دریده.

30.رفت به نان برسه، به جان رسید.

31. روزه بهار، هفت بار نهار.

32. رخت دو جاری را در یک تشت نمیشه شست.

33. روی تشک پرقو خوابیده.

34. روی دروغ گو سیاه اس.

35. ریشه ما دست اونه.

36. روی زمین نم دار خوابیدن.

37. روح را به شیطان فروختن.

38. رطب خورده را، کی منع رطب کند.

39. راستی، رستگاری است.

40. راه نان خوردن ترا یاد گرفته.

41. روی زخم نمک پاشیدن.

42. رئیس  و مرئوس .

43. راه صد ساله را یک شبه طی کردن.

44. راستی، آرامش است و دروغ، اضطراب .

45. راه بلد .

 



نوع مطلب : ضرب المثل فارسی 

نویسنده :سعادت
تاریخ:یکشنبه 1 بهمن 1391-10:52 ق.ظ

ضرب المثل پارسی « ع »

1. عیس بافته و مریم رشته است.

2. علف به دهان بزی باید شیرین بیاد.

3. عینک سواد نمی آره.

4. علی موند و حوضش.

5. عطایش را به لقایش بخشیدم.

6. عقلش به این کار قد نمیده.

7. عقلش پاره سنگ ور داشته.

8. عقل مردم در چشمشون.

9. عقلش گرد است.

10. عشق پیری گر بجنبد، سر به رسوائی زند.

11. عزیز کردهء پدر و مادر، آخرش حمال میشه.

12. عزرائیل تو خونه اش بست نشسته.

13. عروس نمی تونست برقصه،می گفت: اطاق کجه.

14. عروسی که به ما رسید، شب کوتاه شد.

15. عاقبت به خیر شده.

16. عشق مانند تپه ائی است که هر کره خری از آن بالا میرود.

17. عالم بی عمل به چه ماند، به زنبور بی عسل.

18. علم چندان که بیشتر خوانی، چون عمل در تو نیست، نادانی.

19. علم گنج بزرگی است که نابود نمیشود، و عقل لباس نوئی است که فرسوده نمیگردد.

20. عشق را نمیتوان با پنهان کردن، پنهان کرد.

21. عصا زیر بغل کسی گذاشتن.

22. عقل سالم، در بدن سالم.

23. عربها را همیشه سیر نگهدار، ایرانیها را گرسنه.

24. عشق سالخورده، شراب کهنه را میماند.

25. عاقبت گرگزاده، گرگ شود؛ اگر چه با آدمی بزرگ شود.



نوع مطلب : ضرب المثل فارسی 

نویسنده :سعادت
تاریخ:شنبه 30 دی 1391-10:42 ب.ظ

ضرب المثل پارسی « ذ »

1. ذکر کدورت، کدورت می آورد.

2. ذکر عیش، نصف عیش است.

3.ذات پاک بودن.



نوع مطلب : ضرب المثل فارسی 

نویسنده :سعادت
تاریخ:شنبه 30 دی 1391-10:11 ق.ظ

ضرب المثل پارسی « غ »

1.غیضی و فیضی.

2. غول بی شاخ و دم.

3. غوره نشده، موز شده است.

4. غلام دو زالی است.

5.(. غوره فشردن.( گرفتن.

6. غفلت موجب پشیمانی است.

7. غلیان بکشیم یا خجالت.

8. غربت زده مهربان باشد.

9. غاز میچرونه.

10.غرور جریحه دار شدن.



نوع مطلب : ضرب المثل فارسی 

نویسنده :سعادت
تاریخ:جمعه 29 دی 1391-09:07 ب.ظ

ضرب المثل پارسی « د »

1.دانا داند و پرسد، نادان نداند و نپرسد.

2. داغ شکم از داغ عزیزان بدتر است.

3. در ، جیبش را تار عنکبوت گرفته است.

4. در خانه ات را ببند، همسایه ات را دزد نکن.

5. در پس هر گریه، آخر خنده ایست.

6. دختر، به تو میگوئم؛ عروس، تو بشنو.

7. در جنگ حلوا بخش نمیکنند.

8. دست نمک نداشتن.

9. دو چشم داشتن، دو تا هم قرض گرفتن.

10. دود چراغ خوردن.

11. دوری و دوستی.

12. دودش به چشم خودت میرود.

13. ده مرد حلاج.

14. دیوار هیچکس کوتاه نباشد.

15. دیواری کوتاهتر از دیوار من پیدا نکردی.

16. دستش به خر نمیرسد، پالان خر را بر میدارد.

17.دماغش را بگیری جانش در می آید.( دماغتو بگیرم، مردی.)

18. دعا راست است، اما سوراخ غلط.

19. دست درویش را با آب مرده شور خانه شسته است.

20. در، همیشه به یک پاشنه نمیگرده.

21. در کوزه و بگذار، آبش را بخور.

22. دست از جان( دنیا) شستن.

23. دستش به دهنش میرسه.

24. دست رد به سینه کسی گذاشتن.

25. دم را روی کول گذاشتن.

26. دل دادن و قلوه گرفتن.

27. دست خر کوتاه.

28. در بیابان لنگه کفش کهنه هم نعمتی است.

29. در حوض که ماهی نیست، قورباغه سپهسالار است.

30. در خانه هر چه ، مهمان هر که.

31.در خانه بی عار ها، نقاره میزنند.

32. درخت هر چه بارش بیشتر، سرش پائین تر.

33. در دیزی بازه، حیای گربه کجاست.

34. درویش از ده رانده، ادعای کدخدائی میکند.

35. در هفت آسمانها، یک ستاره ندارد.

36. ده انگشت را خداوند برابر نیافریده.

37. دیر آمد، زود میخواهد برود.

38. دیگران کاشتن، ما خوردیم؛ ما میکاریم، دیگران بخورند.

39.دیگی که برای من نجوشد، سر سگ تویش بجوشد.

40. دیوانه چو دیوانه ببیند، خوشش می آید.

41. در خانه مور، شبنمی طوفان است.

42. درخت گردکان به این بلندی، درخت خربزه الله اکبر.

43. دادن به دیوانگی، گرفتن به عاقلی.

44. دختر تخم تره تیزک است.

45. دو لنگه، یک خروار است.

46. دهانش بوی شیر(پاکتی) میدهد.

47. دهنش چاک و بست نداره.

48. دنیا محل گذر است.

49. دو مغز در یک پوست بودن.

50. دهانش آستر دارد.

51. دیوار موش داره، موش هم گوش داره.

52.در دروازه رو میشه بست، ولی در دهن مردم و نه.

53. دی بر سر مرده ائی دو صد شیون بود، حال کس نیست بر صد گرید.

54. دو کس، رنج بیهوده بردند؛ و سعی بی فایده کردند؛ یکی آنکه، آموخت و نگفت. و دیگرآنکه، اندوخت و نخورد.

55. دو صد گفته، چون نیم کردار نیست.

56. در پس هر خنده، دو صد گریه مهیا ست.

57 . دنیا کلک است، کاردنیا کلک؛ هر که کلک ندارد، ملک است.

58. در بر شیر نر خونخواره ائی، غیر تسلیم خدا کو چاره ائی.

59. در این دنیا کسی بی غم نباشد، هر آنکس بی غم است، عاقل نباشد.

60. دنبال نخود سیاه فرستادن.

61. دشمن دانا، به از دوست نادان است.

62. دو به هم زنی کردن.

63. دم خروس و باور کنیم یا قسم حضرت عباس و.

64. دمت گرم.

65. در پول غلت خوردن.

66. دوز و کلک .

67. درد و بلا، توی سر خوردن.

68.دو زالی جا انداختن.( افتادن.)

69.د وست آنست که گیرد دست دوست.

70. دوستدار کسی باش که خواهان تو باشد.

71. دردم نهفته به ز طبیبان مدعی، باشد که از دواخانه غیبم، دعایت دوا کند.

72. دمار از روزگار کسی در آوردن.

73. دم دمی مزاج.

74. داغ کردن.

75. دیناری بده پنهان و خود را وارهان.

76. دیگ به دیگ گفت: رویت سیاه.

77. دل آرام گیرد به یاد خدا.

78. دنیا پلی به سوی آخرت است.

79. دل به دنیا بستن.( دلش به دنیا بوده.)

80. دود به ( توی) چشم رفتن.

81. دندان تیز کردن.

82. دیدی که چگونه گور بهرام گرفت.

83. دیدن عنکبوت، بدبختی می آورد.

84. دست ما کوتاه، خرما بر نخلی.

85. دور گردون گر دو روزی بر مراد ما نرفت؛ دائمأ یک نباشد، حال ما غم مخور.

86. دندون رو جگر گذاشتن.

87. دود از کنده بلند میشود.

88. دانی چرا بر نفس خویش، بر خویش میلرزد قلم؛ ترسد که ظلمی را کند در حق مظلومی رقم.

89. دست دست شوره، دست واکرده صورت شوره.

90. در برگه های سوخته سود ببرند.

91. دروغگوئی و دوروئی ایرانیان ضرب المثل است.

92. دروغ آدمی را کند شرمسار.

93. در راه علم و دانش دزدم، و پیروزم در همه عالم مستم.

94. در طلب معرفت عاشق سینه چاکم، در حصول دانش و علم گدای عالمانم.

95. در هر کار ی، خیری نهفته است.

96. در کار خیر حاجت هیچ استخاره ائی نیست.

97. در حرف میر پنجه است، در عمل... .

98. دزدی عاقبت نداره.

 



نوع مطلب : ضرب المثل فارسی 

نویسنده :سعادت
تاریخ:جمعه 29 دی 1391-10:16 ق.ظ

ضرب المثل پارسی « ف »

1. فیل خوابی میبیند و فیلبان خوابی.

2. فیلش یاد هندوستان کرده.

3. فیل و فنجان.

4. فیل زنده اش صد تومنه، مرده اشم صد تومنه.

5. فلانی اجاقش کوره.

6. فلفل نبین چه ریزه، بشکن ببین چه تیزه.

7. فکر نان کن، که خربزه آب است.

8. فقط مرده است که سخن نمیگوید.

9. فقط دست بگیر داره، دست بده نداره.

10. فعلأ که کنگر خورده، لنگر انداخته.

11. فعلأ که تو لاک خودش فرو رفته.

12. فعلأ آبش تو جوبه.

13. فرشش زمین، لحافش آسمون.

14. فردا هم روز خداست.

15. فارسی گو، گر چه تازی خوشتر است.

16. فال، امام جعفر صادق است و بد ندارد.

17. فال بد بر زبان بد باشد.

18. فارسی شکر است، ترکی هنر است.

19. فقط بلبل قدر گل را میداند.

20. فراوان سخن باشد، آگنده گوش.

21. فال و تماشا.

22. فرزند هنر باش، نه فرزند پدر؛ فرزند هنر، زنده کند نام پدر.



نوع مطلب : ضرب المثل فارسی 

نویسنده :سعادت
تاریخ:پنجشنبه 28 دی 1391-01:37 ب.ظ

ضرب المثل پارسی « خ »

1. خار را در چشم دیگران میبینه، تیر را در چشم خودش نمیبینه.

2. خاک مرده پاشیده.

3. خانه شوهر هفت خمره زردآب داره.

4. خانه اگر پر از دشمن باشه؛ بهتره، تا خالی باشه.

5. خانه خودت نشسته ائی، حرف مردم را چرا میزنی.

6. خدا جای حق نشسته.

7. خر ، بیار و باقالی بار کن.

8. خر، تب میکنه.

9. خر خفته جو نمیخوره.

10. خر را که به عروسی میبرند، برای خوشی نیست، برای آبکشی است.

11. خر را گم کرده پی نعلش میگرده.

12. خرس در کوه بوعلی سینا ست.

13. خر رو به طویله تند میره.

14. خر که جو دید، کاه نمیخوره.

15. خر گچ کش روز جمعه از کوه سنگ می یاره.

16. خر همان خر است، پالانش دیگر است.

17. خر نر را از تخمش میشناسند.

18. خواب زن چپ میزند.

19. خوش ظاهر، بد باطن.

20. خدا وقتی هامیده، دو رور جماران هم، هامیده.

21. خدا نجار نیست، اما در و تخته رو خوب بهم جا میندازه.

22. خوشا به حال کسانی که مردند و آواز ترا نشنیدند.

23. خر را با آخور میخوره، مرده را با گور.

24. خود را به موش مردگی زدن.

25. خری زاد و خری زید و خری مرد.

26.خوانا بینا ست.

27(. خون بر در آستانه نبین و نپرس.( ببین . بپرس

28. خون سگ، شرم است.

29. خویش به خوشی، سودا به رضا.

30. خم رنگرزی نیست.

31.خدا از دهانت بشنود.

32. خود گوئی و خود خندی، عجب مرد هنرمندی.

33. خریت ارث نیست، بهرة خدا داده است.

34. خواست زیر ابرو شو برداره ، چشمشو کور کرد.

35. خنده، بر هر درد بی درمانی دواست.

36. خونه جهود، بخور؛ خونه ارمنی، بخواب.

37. خرده گرفتن.

39(. خر ، ما از بچگی دم نداشت.( خرم از کره گی دم نداشت.

40(. خاک تو سرت کنم.( خاک بر سر کردن.

41. خونه خرابم کردی.

42. خطر از بیخ گوش گذشت.

43. خوش به حال دیونه، که همیشه خندونه.

44. خطر به جون خریدن.

45(. خیت کاشتن.( خیتی بالا آوردن.

46. خر از پل گذشتن.

47. خواب دیدی، خیر باشه.

48. خفته را خفته کی کند بیدار ؛ که دوزخ مرا زین سخن گشت خوار.

49. خیزید و خز آرید که هنگام خزان است ؛ باد خنک از جانب خوارزم وزان است.

50. خداوند،بلند کردن صدا را به بدگوئی دوست ندارد، مگر ار آن کس که به وی ستم شده باشد.

51. خریدار به صد چشم احتیاج دارد، دکاندار به یک چشم نیازمند نیست.

52. خنده نه در موقع، بهتر از حدیثی نه در موضع.

53. خیال طوطی صفت حیران آن آئینه رویم؛ که می گویم سخن، اما نمی دانم چه میگوئم.

54. خبری که دانی، دلی بیازارد؛ تو خاموش، تا دیگری بیارد.

55. خر عیسی گرش به مکه برند، چو باز گردد، همان خر باشد.

56. خلایق، هر چی لایق.



نوع مطلب : ضرب المثل فارسی 

نویسنده :سعادت
تاریخ:چهارشنبه 27 دی 1391-09:24 ب.ظ

ضرب المثل پارسی « ق »

1. قاشق نداره آش بخوره

2. قبای بعد از عید برای گل منار خوبه.

3. [قیافه اش چهارده شاهی میخواد تا یک شاهی.[ دو زال نمی ارزه.

4. قصاص در این دنیاست.

5. قشونی که رئیس نداره، حالش بهتر از این نمیشه.

6. قرض تو نمیدی، اقلأ حرفشو بزن.

7. قدش مثل میخ طویله پای خروس میمونه.

8. قدر عیسی را کجا شناسد خر.

9. قانع بنشین و هر چه داری بپسند.

10. قاطر چموشو، کسی سوار نمیشه.

11. قرض عروسی را خدا میدهد.

12. قرض که رسید به صد تومن، هر شب بخور قیمه پلو.

13. قربون بند کیفتم، تا پول داری رفیقتم.

14. قدر عافیت کسی داند که به مصیبتی گرفتار آید.

15. قدر زر، زرگر شناسد؛ قدر گوهر، گوهری.

16. قدر نان و گرسنه میداند.

17. قبا تنگ آمده.

18. قاطر را گفتند: پدرت کیه؟ گفت: اسب آقادائیه.

19. قافیه را پاک باخته.

20. قاچ زین را بکش، اسب دوانی پیشکشت.

21. قاتل به پای خود، پای دار میره.

22. قاپ، قمارخونه است.

23. یارو(طرف) قاپ باز.

24. قبای بعد از عید، برای گل منار خوب است.

25. قبل از آب، موزه کشیده.

26. قلبی که مهر میورزد، همیشه جوان است.

27. قبل از اینکه حرفتو بزنی، مزه مزه کن.

 



نوع مطلب : ضرب المثل فارسی 



  • تعداد صفحات :3
  • 1  
  • 2  
  • 3  

هدایت به بالای

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic