@مجله گوناگون ادبی و فرهنگی و هنری@* various magazine literary & culture & art *
نویسنده :سعادت
تاریخ:شنبه 30 دی 1391-11:42 ب.ظ

ضرب المثل پارسی « ذ »

1. ذکر کدورت، کدورت می آورد.

2. ذکر عیش، نصف عیش است.

3.ذات پاک بودن.



نوع مطلب : ضرب المثل فارسی 

نویسنده :سعادت
تاریخ:شنبه 30 دی 1391-11:11 ق.ظ

ضرب المثل پارسی « غ »

1.غیضی و فیضی.

2. غول بی شاخ و دم.

3. غوره نشده، موز شده است.

4. غلام دو زالی است.

5.(. غوره فشردن.( گرفتن.

6. غفلت موجب پشیمانی است.

7. غلیان بکشیم یا خجالت.

8. غربت زده مهربان باشد.

9. غاز میچرونه.

10.غرور جریحه دار شدن.



نوع مطلب : ضرب المثل فارسی 

نویسنده :سعادت
تاریخ:جمعه 29 دی 1391-10:07 ب.ظ

ضرب المثل پارسی « د »

1.دانا داند و پرسد، نادان نداند و نپرسد.

2. داغ شکم از داغ عزیزان بدتر است.

3. در ، جیبش را تار عنکبوت گرفته است.

4. در خانه ات را ببند، همسایه ات را دزد نکن.

5. در پس هر گریه، آخر خنده ایست.

6. دختر، به تو میگوئم؛ عروس، تو بشنو.

7. در جنگ حلوا بخش نمیکنند.

8. دست نمک نداشتن.

9. دو چشم داشتن، دو تا هم قرض گرفتن.

10. دود چراغ خوردن.

11. دوری و دوستی.

12. دودش به چشم خودت میرود.

13. ده مرد حلاج.

14. دیوار هیچکس کوتاه نباشد.

15. دیواری کوتاهتر از دیوار من پیدا نکردی.

16. دستش به خر نمیرسد، پالان خر را بر میدارد.

17.دماغش را بگیری جانش در می آید.( دماغتو بگیرم، مردی.)

18. دعا راست است، اما سوراخ غلط.

19. دست درویش را با آب مرده شور خانه شسته است.

20. در، همیشه به یک پاشنه نمیگرده.

21. در کوزه و بگذار، آبش را بخور.

22. دست از جان( دنیا) شستن.

23. دستش به دهنش میرسه.

24. دست رد به سینه کسی گذاشتن.

25. دم را روی کول گذاشتن.

26. دل دادن و قلوه گرفتن.

27. دست خر کوتاه.

28. در بیابان لنگه کفش کهنه هم نعمتی است.

29. در حوض که ماهی نیست، قورباغه سپهسالار است.

30. در خانه هر چه ، مهمان هر که.

31.در خانه بی عار ها، نقاره میزنند.

32. درخت هر چه بارش بیشتر، سرش پائین تر.

33. در دیزی بازه، حیای گربه کجاست.

34. درویش از ده رانده، ادعای کدخدائی میکند.

35. در هفت آسمانها، یک ستاره ندارد.

36. ده انگشت را خداوند برابر نیافریده.

37. دیر آمد، زود میخواهد برود.

38. دیگران کاشتن، ما خوردیم؛ ما میکاریم، دیگران بخورند.

39.دیگی که برای من نجوشد، سر سگ تویش بجوشد.

40. دیوانه چو دیوانه ببیند، خوشش می آید.

41. در خانه مور، شبنمی طوفان است.

42. درخت گردکان به این بلندی، درخت خربزه الله اکبر.

43. دادن به دیوانگی، گرفتن به عاقلی.

44. دختر تخم تره تیزک است.

45. دو لنگه، یک خروار است.

46. دهانش بوی شیر(پاکتی) میدهد.

47. دهنش چاک و بست نداره.

48. دنیا محل گذر است.

49. دو مغز در یک پوست بودن.

50. دهانش آستر دارد.

51. دیوار موش داره، موش هم گوش داره.

52.در دروازه رو میشه بست، ولی در دهن مردم و نه.

53. دی بر سر مرده ائی دو صد شیون بود، حال کس نیست بر صد گرید.

54. دو کس، رنج بیهوده بردند؛ و سعی بی فایده کردند؛ یکی آنکه، آموخت و نگفت. و دیگرآنکه، اندوخت و نخورد.

55. دو صد گفته، چون نیم کردار نیست.

56. در پس هر خنده، دو صد گریه مهیا ست.

57 . دنیا کلک است، کاردنیا کلک؛ هر که کلک ندارد، ملک است.

58. در بر شیر نر خونخواره ائی، غیر تسلیم خدا کو چاره ائی.

59. در این دنیا کسی بی غم نباشد، هر آنکس بی غم است، عاقل نباشد.

60. دنبال نخود سیاه فرستادن.

61. دشمن دانا، به از دوست نادان است.

62. دو به هم زنی کردن.

63. دم خروس و باور کنیم یا قسم حضرت عباس و.

64. دمت گرم.

65. در پول غلت خوردن.

66. دوز و کلک .

67. درد و بلا، توی سر خوردن.

68.دو زالی جا انداختن.( افتادن.)

69.د وست آنست که گیرد دست دوست.

70. دوستدار کسی باش که خواهان تو باشد.

71. دردم نهفته به ز طبیبان مدعی، باشد که از دواخانه غیبم، دعایت دوا کند.

72. دمار از روزگار کسی در آوردن.

73. دم دمی مزاج.

74. داغ کردن.

75. دیناری بده پنهان و خود را وارهان.

76. دیگ به دیگ گفت: رویت سیاه.

77. دل آرام گیرد به یاد خدا.

78. دنیا پلی به سوی آخرت است.

79. دل به دنیا بستن.( دلش به دنیا بوده.)

80. دود به ( توی) چشم رفتن.

81. دندان تیز کردن.

82. دیدی که چگونه گور بهرام گرفت.

83. دیدن عنکبوت، بدبختی می آورد.

84. دست ما کوتاه، خرما بر نخلی.

85. دور گردون گر دو روزی بر مراد ما نرفت؛ دائمأ یک نباشد، حال ما غم مخور.

86. دندون رو جگر گذاشتن.

87. دود از کنده بلند میشود.

88. دانی چرا بر نفس خویش، بر خویش میلرزد قلم؛ ترسد که ظلمی را کند در حق مظلومی رقم.

89. دست دست شوره، دست واکرده صورت شوره.

90. در برگه های سوخته سود ببرند.

91. دروغگوئی و دوروئی ایرانیان ضرب المثل است.

92. دروغ آدمی را کند شرمسار.

93. در راه علم و دانش دزدم، و پیروزم در همه عالم مستم.

94. در طلب معرفت عاشق سینه چاکم، در حصول دانش و علم گدای عالمانم.

95. در هر کار ی، خیری نهفته است.

96. در کار خیر حاجت هیچ استخاره ائی نیست.

97. در حرف میر پنجه است، در عمل... .

98. دزدی عاقبت نداره.

 



نوع مطلب : ضرب المثل فارسی 

نویسنده :سعادت
تاریخ:جمعه 29 دی 1391-01:55 ب.ظ

آگاهی زنها 3

1.هر وقت ناراحت و افسرده هستید، از خودتان بپرسید؛« الان چه کاری میتوانم بکنم تا حالم بهتر شود.» سپس همان کار را بکنید.

2. شادی و نشاط از مهربان بودن ناشی میشود، وقتی عصبانی و ناراحت هستید، سخت است مهربان باشید. عوض کردن عمیق راه و روش زندگی همیشه امکان پذیر است و همیشه میشود زندگی را طور دیگری دید. اما این کار را فقط شما میتوانید بکنید و هیچکس دیگری نمیتواند آنرا برایتان انجام دهد.

3. زنی که ساعات کاری اش را خودش تنظیم میکند، شادتر است. یکی از مهمترین چیزهائی که ارزش مبارزه را دارد، این استکه بتوانید آزادانه بهترین ساعت هائی را که دوست دارید، کارکنید؛ خودتان تعیین کنید.

4. ما در جامعه مصرفی زندگی میکنیم، که بسیاری از مردم از طریق تشویق کردن ما به خرید چیزهائی که به آنها نیاز نداریم، امرار معاش میکنند. شادی از درون ما می آیند، نه از چیزهائی که میخریم.

5.اگر اغلب اوقات بیمار هستید، آنهم بیماریهای جزئی و کم اهمیت، بد نیست از خودتان علتش را بپرسید. ایا این تنها راهی است که با آن میتوانید، توجه دیگران را به خود جلب کنید.

6. برای آنکه بتوانیم از زندگی کاملأ لذت ببریم، باید مراقب سلامتیمان باشیم. هرگز به دلیل مشغله زیاد از خودتان غافل نشوید.

7.فرض کنید در دنیای دیگری زندگی میکنید و از آنجا میتوانید زندگی فعلی تان را به دقت ببینید. چه کاری میتوانید بکنید تا شادتر باشید؟ چه تغییری را در زندگی تان لازم می بینید.

8.بچه ها خیلی میخندند و بزرگتزها کم میخندند. هر چه بیشتر به خودتان فرصت خندیدن بدهید، شادتر خواهید شد.

9.شادی توانائی دوست داشتن و دوست داشته شدن اشت. این کار به نظر ساده می آید، ولی یکی از دشوارترین چالشهای انسان در زندگی موفقیت در روابط شخصی است.

10. شادی، صبح بیدارشدن و مشتاقانه در انتظار روز بودن است.

11.شاد بودن، حق همه انسانهاست. اگر باعث ناراحتی دیگران شویم، هرگز نمیتوانیم شاد و خوشحال باشیم.

12.زنی شاد و خوشحال است که از انچه هست و آنچه هر روز انجام میدهد، لذت میبرد. راز داشتن یک زندگی شاد، پرورش یک ذهن شاد است.

 

 




نویسنده :سعادت
تاریخ:جمعه 29 دی 1391-11:16 ق.ظ

ضرب المثل پارسی « ف »

1. فیل خوابی میبیند و فیلبان خوابی.

2. فیلش یاد هندوستان کرده.

3. فیل و فنجان.

4. فیل زنده اش صد تومنه، مرده اشم صد تومنه.

5. فلانی اجاقش کوره.

6. فلفل نبین چه ریزه، بشکن ببین چه تیزه.

7. فکر نان کن، که خربزه آب است.

8. فقط مرده است که سخن نمیگوید.

9. فقط دست بگیر داره، دست بده نداره.

10. فعلأ که کنگر خورده، لنگر انداخته.

11. فعلأ که تو لاک خودش فرو رفته.

12. فعلأ آبش تو جوبه.

13. فرشش زمین، لحافش آسمون.

14. فردا هم روز خداست.

15. فارسی گو، گر چه تازی خوشتر است.

16. فال، امام جعفر صادق است و بد ندارد.

17. فال بد بر زبان بد باشد.

18. فارسی شکر است، ترکی هنر است.

19. فقط بلبل قدر گل را میداند.

20. فراوان سخن باشد، آگنده گوش.

21. فال و تماشا.

22. فرزند هنر باش، نه فرزند پدر؛ فرزند هنر، زنده کند نام پدر.



نوع مطلب : ضرب المثل فارسی 

نویسنده :سعادت
تاریخ:پنجشنبه 28 دی 1391-10:40 ب.ظ

ضرب المثل انگلیسی « ک »

1. کسی که با گرگ همنشین میشود، مثل یک گرگ زوزه خواهد کشید.

2. کسی که می نوشد، میخوابد؛ و کسی که خوب میخوابد نیز به فکر مشکل تراشی نخواهد بود.

3. کسی که خادم محراب است، باید در مجاورت آن زندگی کند.

4. کیف و دهانت را قرص کن.

5. کیف سبک، دل را سنگین میکند.

6.کیف سنگین، دل را سبکبار میکند.

7. کور ارادی، بدتر از کوری طبیعی است.

8. کور، مرد بی کتاب است.

9. کندی، ایمنی و اطمینان است.

10. کشتی را فدای چیزهای بی ارزش نکن.

11.کشتی و زن، همیشه نیاز به مرمت دارند.

12. کره در صبح،طلا؛ در ظهر، نقره؛ و کره ی شبانگاهی، سرب است.

13. کت خود را به اندازه ی پارچه ات قواره کن.

14. کفایت، دسته کمی از ضیافت ندارد.

15. کار خوب خاموش مانده، و کار بد پیوسته فراگیر است.

16. کار بر تفریح اولویت دارد.

17. کار عاری از تفریح، فرد را دلمرده میکند.

18. کار زن، تمام شدنی نیست.

19. کسی که از خرد ورزی محروم است، بهتر است که به غریزه اش پناه برد.

20. کسی که قضاوت را میخرد، عدالت را میفروشد.

21. کار خیرت را در بوق و کرنا نکن.

22. کسی که با شیطان شام میخورد، باید قاشق بلند داشته باشد.

23. کسی که زندگی پر التهابی دارد، زودتر راهی گور میشود.

24. کسی که روغن را پیمانه میکند، باید دستش را چرب کند.

25. کسی که خوشنام است در ساعات سعد پا به عرصه ی حیات گذاشته است.

26. کسی که تا خرخره میخورد، باید با روزه گرفتن چربیها را آب کند.

27. کار خوب، با سرعت سازگاری ندارد.

28. کسیکه میخوابد، متوجه گرسنگی خود نیست.

29. کسیکه آخر از همه میخندد، بلندتر از همه میخندد.

30. کسیکه با خودش حرف میزند، با یک ابله سخن میگوید.

31. کسیکه به دنبال ممنوعه هاست، چیزی را می یابد، که برایش خوشایند نیست.

32. کسیکه از گناه آدم گنهکار در میگذرد، تهدیداتش ا متوجه اشخاص بیگناه میکند.

33. کسیکه به حال دیگری دل میسوزاند، به یاد خودش میافتد.

34. کسیکه در بستر های رز میخوابد، در خارزار توبه خواهد کرد.

35. کثافت و پول همنشین هستند.

36. کسیکه اهمیتی به پنی ها نمیدهد، نمیتواند پوند داشته باشد.

37. کشتار پزشکان، بیشتر از درمانشان است.

38.کسیکه آخر از همه میپردازد، هرگز دو بار نمیپردازد.

39. کار امروز را به فردا حواله نده.

40. کسیکه پای برهنه دارد، نباید خار بکارد.

41. کار اشتباه نیز میتواند، درست از کار در آید.

42. کار را به موقع انجام بده.

43. کم گوئی، قابل اصلاح است.

44. کسیکه گناهش را توجیه میکند، پیش از ثابت شدن جرمش در دادگاه، پیشاپیش به گناه خود اعتراف کرده است.



نوع مطلب : ضرب المثل انگلیسی 

نویسنده :سعادت
تاریخ:پنجشنبه 28 دی 1391-02:37 ب.ظ

ضرب المثل پارسی « خ »

1. خار را در چشم دیگران میبینه، تیر را در چشم خودش نمیبینه.

2. خاک مرده پاشیده.

3. خانه شوهر هفت خمره زردآب داره.

4. خانه اگر پر از دشمن باشه؛ بهتره، تا خالی باشه.

5. خانه خودت نشسته ائی، حرف مردم را چرا میزنی.

6. خدا جای حق نشسته.

7. خر ، بیار و باقالی بار کن.

8. خر، تب میکنه.

9. خر خفته جو نمیخوره.

10. خر را که به عروسی میبرند، برای خوشی نیست، برای آبکشی است.

11. خر را گم کرده پی نعلش میگرده.

12. خرس در کوه بوعلی سینا ست.

13. خر رو به طویله تند میره.

14. خر که جو دید، کاه نمیخوره.

15. خر گچ کش روز جمعه از کوه سنگ می یاره.

16. خر همان خر است، پالانش دیگر است.

17. خر نر را از تخمش میشناسند.

18. خواب زن چپ میزند.

19. خوش ظاهر، بد باطن.

20. خدا وقتی هامیده، دو رور جماران هم، هامیده.

21. خدا نجار نیست، اما در و تخته رو خوب بهم جا میندازه.

22. خوشا به حال کسانی که مردند و آواز ترا نشنیدند.

23. خر را با آخور میخوره، مرده را با گور.

24. خود را به موش مردگی زدن.

25. خری زاد و خری زید و خری مرد.

26.خوانا بینا ست.

27(. خون بر در آستانه نبین و نپرس.( ببین . بپرس

28. خون سگ، شرم است.

29. خویش به خوشی، سودا به رضا.

30. خم رنگرزی نیست.

31.خدا از دهانت بشنود.

32. خود گوئی و خود خندی، عجب مرد هنرمندی.

33. خریت ارث نیست، بهرة خدا داده است.

34. خواست زیر ابرو شو برداره ، چشمشو کور کرد.

35. خنده، بر هر درد بی درمانی دواست.

36. خونه جهود، بخور؛ خونه ارمنی، بخواب.

37. خرده گرفتن.

39(. خر ، ما از بچگی دم نداشت.( خرم از کره گی دم نداشت.

40(. خاک تو سرت کنم.( خاک بر سر کردن.

41. خونه خرابم کردی.

42. خطر از بیخ گوش گذشت.

43. خوش به حال دیونه، که همیشه خندونه.

44. خطر به جون خریدن.

45(. خیت کاشتن.( خیتی بالا آوردن.

46. خر از پل گذشتن.

47. خواب دیدی، خیر باشه.

48. خفته را خفته کی کند بیدار ؛ که دوزخ مرا زین سخن گشت خوار.

49. خیزید و خز آرید که هنگام خزان است ؛ باد خنک از جانب خوارزم وزان است.

50. خداوند،بلند کردن صدا را به بدگوئی دوست ندارد، مگر ار آن کس که به وی ستم شده باشد.

51. خریدار به صد چشم احتیاج دارد، دکاندار به یک چشم نیازمند نیست.

52. خنده نه در موقع، بهتر از حدیثی نه در موضع.

53. خیال طوطی صفت حیران آن آئینه رویم؛ که می گویم سخن، اما نمی دانم چه میگوئم.

54. خبری که دانی، دلی بیازارد؛ تو خاموش، تا دیگری بیارد.

55. خر عیسی گرش به مکه برند، چو باز گردد، همان خر باشد.

56. خلایق، هر چی لایق.



نوع مطلب : ضرب المثل فارسی 

نویسنده :سعادت
تاریخ:چهارشنبه 27 دی 1391-10:24 ب.ظ

ضرب المثل پارسی « ق »

1. قاشق نداره آش بخوره

2. قبای بعد از عید برای گل منار خوبه.

3. [قیافه اش چهارده شاهی میخواد تا یک شاهی.[ دو زال نمی ارزه.

4. قصاص در این دنیاست.

5. قشونی که رئیس نداره، حالش بهتر از این نمیشه.

6. قرض تو نمیدی، اقلأ حرفشو بزن.

7. قدش مثل میخ طویله پای خروس میمونه.

8. قدر عیسی را کجا شناسد خر.

9. قانع بنشین و هر چه داری بپسند.

10. قاطر چموشو، کسی سوار نمیشه.

11. قرض عروسی را خدا میدهد.

12. قرض که رسید به صد تومن، هر شب بخور قیمه پلو.

13. قربون بند کیفتم، تا پول داری رفیقتم.

14. قدر عافیت کسی داند که به مصیبتی گرفتار آید.

15. قدر زر، زرگر شناسد؛ قدر گوهر، گوهری.

16. قدر نان و گرسنه میداند.

17. قبا تنگ آمده.

18. قاطر را گفتند: پدرت کیه؟ گفت: اسب آقادائیه.

19. قافیه را پاک باخته.

20. قاچ زین را بکش، اسب دوانی پیشکشت.

21. قاتل به پای خود، پای دار میره.

22. قاپ، قمارخونه است.

23. یارو(طرف) قاپ باز.

24. قبای بعد از عید، برای گل منار خوب است.

25. قبل از آب، موزه کشیده.

26. قلبی که مهر میورزد، همیشه جوان است.

27. قبل از اینکه حرفتو بزنی، مزه مزه کن.

 



نوع مطلب : ضرب المثل فارسی 

نویسنده :سعادت
تاریخ:چهارشنبه 27 دی 1391-08:56 ب.ظ

ضرب المثل پارسی « ح »

1. حرف راست را باید از بچه شنید.

2. حناش رنگی نداره.

3. حرف مرد یک کلمه است.

4. حرف خود، تو کجا شنیدی؟ اونجا که حرف مردمو شنیدی.

5. حق به حقدار میرسه.

6. حسود هرگز نیاسود.

7. حیف از طلا که خرج مطلا کند کسی.

8. حساب حسابه، کاکا برادر.

9. حیا را خورده، آبرو را قی کرده.( قورت داده.)

10. حوض نساخته، قورباغه پیدا کرده.

11. حمام نرفتن بی بی، از بی چادریست.

12. حساب به دینار، بخشش به خروار.

13. حق به مرکز قرار گرفت.

14. حق به حق دار میرسه.

15.حالا که ماست نشده، شیر بده.

16. حاشین نشین، دلش گشاده.

17. حاجی مرد، شتر خلاص.

18. حالا من ، میومعومیو.

19.حرفهای مفت، کفشهای جفت.

20. حرف پیشکی مایه شیشکی است.

21. حمام زنانه شده است.

22. حرف حق(راست) تلخه.

23. حلال زاده نمی بیند.

24. حلوا حلوا دهان شیرین نمیشود.

25. حمومک مورچه داره، بشین و پاشو.( داره.)

26. حکم بچه از حکم شاه روانتر است.

27. حلالش چه وفا داره که حرامش داشته باشه.

28. حلقه به گوش.

29. حرکت از تو، برکت از خدا.

30. حیف از آنهاکه مردند و آواز ت را نشنیدند.

31. حیف بابام بود که مرد.

32. حیای خود را در دست خود نگه دار.

33. حواله سر خرمن است.

34. حرامزادگی مایه نمیخواهد.

35. حلوای نقد به از حلوای نسیه.

36. حافظا مرد نکونام نمیرد هرگز

37. حکایت نمک خوردن و نمکدان شکستن.



نوع مطلب : ضرب المثل فارسی 

نویسنده :سعادت
تاریخ:چهارشنبه 27 دی 1391-04:20 ب.ظ

ضرب المثل پارسی ( آ )

1-  آب از سرش گذشت.

2-  آب به آب شد.

3-  آب که سر بالا بره، قورباغه ابو عطا می خونه.

4-  آبشان از یک جوی نمیرود.(پایشان توی یه جوی نمیره.)

5-  آب در کوزه ، و تشنه لبان می گردیم.(آب در کوزه و ما گرد جهان می گردیم .)

6-  آب که در یک جا بمونه ، می گنده.

7-  آب ندیده ، ولی شناگر ماهریه .

8-  آمد ثواب کنه ، کباب کرد .

9-  آفتابه لگن هفت دست ، شام و ناهار هیچی .

10- آسه برو، آسه بیا ، که گربه شاخت نزنه .

11- آدم خوش معامله ، شریک مال دیگرانه .

12- آب از او گرم نمیشه .

13- آب زیر کاه است .

14- آدم هزار کاره ، کم مایه است.

15- آن سرش ناپیداست .

16-  آتش که بگیره خشک و تر با هم می سوزه .

17-  آفتابه  خرج  لحیمه .

18-  آمد زیر ابرو شو بر دارد ، چشمش را کور کرد .

19-  آش نخورده و دهان سوخته .

20-  آب که از سر گذشت ، چه یک وجب ، چه چند وجب .

21-  آشپز که دو تا باشد ، آش یا شور میشود یا بی نمک .

22-  آب زیر پوستش افتاده .

23-  آب در گوش کسی کردن .

24-  آب در جوی داشتن .

25- آب را زیر هفت طبقه زمین می بیند .

26- آب دست یزید افتادن .

27- آدم ناشی سرنا  را از سر گشاد می زنه .

28- آ خر شاه  منشی  کاه کشی است .

29- آدم گدا این همه  ادا .

30- آدم  چرا روزه شک داره  می گیره .

31- آب ها از آسیاب افتاد .

32- آب نطلبیده  مراد است .

33- آتش  و پنبه  .

34-آتش پشت دست گذاشت .

35-آتش را دامن زدن.

36-آتش با آتش خاموش نمی شود .

37-آستین نو پلو بخور .

38-آستین بالا زدن .

39-آسیابش ، تند کار میکند .

40-آدم تا کوچکی نکنه، به بزرگی نمیرسه .

41-آدم دست پاچه، کار را دوبار انجام میدهد.

42-آدم به آدم میرسد.

43-آنقدر بایست(صبرکن)، تاعلف زیر پایت سبز بشه .

44-آنقدر مار خورده، افعی شده .

45-آواز دهل از دور خوش است .

46-آن ممه را لولو برد . ( خورد .)

47-آنرا که حساب پاک است ، از معامله چه پاک است .

48-آنوقت که جیک جیک مستانت بود؛ یاد زمستانت نبود .

49-آن در که خدا ببندد؛ کس ، نتواند گشاید .

50-آنچه که عیان است ؛ چه حاجت به بیان است .

 

 



نوع مطلب : ضرب المثل فارسی 

نویسنده :سعادت
تاریخ:سه شنبه 26 دی 1391-03:18 ب.ظ

ضرب المثل پارسی < ک >

1. کسی که اینو نمیدونه فقط خواجه حافظ شیراز.

2.کار کردیم بسر آمد، رنج بردیم ببر آمد، دوست جستیم خبر آمد.

3. کی مرده و کی زنده.

4. کی کاشته و کی درو کرده.

5. کوتوله همانقدر که روی زمینه، همنونقدر هم زیر زمینه.

6. کله اش باد داره.

7. کج بشین و راستش را بگو.

8. کفر بیخود در آوردن.

9. کلاهتو سفت بگیر که ورش ندارن.

10. کلاغها هم واست سیاه پوشیده اند.

11. کلاغ قرمز دیدیم اما سفره اونو نه.

12. کسیکه افسار گسیخته بار آمد، مشکل بتوان افسارش را کشید.

13. کر مصلحتی دوا ندارد.

14. شال و کلاه کردن.

15. کاسه شکسته به حالت اول بر نمی گردد.

16. کار نکرده، مزد ندارد.

17. کار کردن خر، خوردن یابو.

18. کار انها بجای باریک کشیده.

19. کینه شکم تا چهل سال است.

20. کوفته همسایه تخم قاز داره.

21. کلاه بر سر کسی گذاشتن.

22. کف دستم را بو نکرده بودم.

23. کرم کار است.

24. کبوتر حرم.[است.]

25. کدام گور او را تن میگیرد.

26. گالبد مردان همه یکی است.

27. کاسه چه کنم در دست داشتن.

28. کاردش بزنی خونش در نمیاد.

29. کار حضرت فیل است.

30. کار امروز را به فردا مسپار.

31. کوه به کوه نمیرسه، آدم به آدم میرسه.

32. کوری دخترش هیچ، داماد خوشگل هم میخواد.

33. کمم گیری، کمت گیرم؛ نمرده ماتمت گیرم.

34. کم بخور، همیشه بخور.

35. کله گنجشکی خورده.

36. کلفتی نون را بگیر و تازگی کار را.

38. کفگیرش به ته دیگ خورده.

39. کفتر صناری، یاکریم نمیخونه.

40. کف دستی که مو نداره، از کجایش میکنند.

41. کسی را در قبر دیگری نمیگذارند.

42. کس نخارد پشت من ، جزء ناخن انگشت من.

43. کرایه نشین، خوش نشینه.

44. کج میگه اما رج میگه.

45. کجا خوشه؟ اونجا که دل خوشه.

46. کبکش خروس میخونه.

47. کاهل به آب نمی رفت، وقتی میرفت خمره میبرد.

48. کاه را در چشم مردم میبینه، کوه را در چشم خودش نمیبینه.

49. کافر همه را به کیش خود پندارد.

50. کاسه گرمتر ار آش.

51. کاری بکن بهر ثواب، نه سیخ بسوزه نه کباب.

52. کار نباشه ، زرنگه.

53. کار از محکم کاری عیب نمیکنه.

54. کلاهش پس معرکه است.

55. کدخدا رو ببین ، ده را بچا‍پ.

56. کبوتر با کبوتر ، باز با باز.

57. کار هر کس نیست خرمن کوفتن، گاو نر میخواهد و مرد کهن.

58. کریمان جان فدای دوست کردن.

59. کشتیهایش غرق شده.

60. کاه مال تو نیست، کاهدان مال تو است.

61. کون دهن لغش.

62. کونش میخاره.[ خارش میکنه.]

63. کار کردن عار[عیب] نیست، کار نکردن عار است.

64. کم گوی و گزیده گوی چون در ؛ تا ز اندک تو جهان شود .

65. کار نیک به از لذت دنیاست.

66. کله به سنگ خوردن.

67. کور از خدا چه خواهد، دو چشم بینا.

68. کور کورانه راه رفتن.[کار کردن.]

67. کاری کن کارستون، که همه انگشت تو دهنشون بمونه.

68. کفشهایش میرزا نوروز.

69. کوه باید ریزش کنه تا دریا پر بشه.

70. کمال همنشین در من اثر کرد، و گر نه من همان خاکم که هستم.

71. کون نشیمان نداره.

72. کفن که جیب ندارد.

73. کاسه گدایی به دست گرفتن.

74. کسی که بندگان خدا را ستم میکند، علاوه بر بندگان، خدا نیز با او دشمن است.

75. کتاب دانشمند خاموش است و میتواند، همانندسازی کند.

76. کسی به لوح ریگ باقی ماندش، تا کسی دیگر پس از تو خواندش.

77. کسی به آسمانها راه نمی یابد، مگر اینکه دوبار متولد شود.

78. کسی که پول نداشته باشد، باید رو به قبله بخوابد.

79. کل اگر طبیب بودی ، سر خود دوا میگردی.

80. کوه ، موش زائید.

 

 



نوع مطلب : ضرب المثل فارسی 

نویسنده :سعادت
تاریخ:دوشنبه 25 دی 1391-11:09 ب.ظ

عشق زیباست.

loke.mihanblog.com عشق زیباست 

نوع مطلب : جملات قشنگ 

نویسنده :سعادت
تاریخ:دوشنبه 25 دی 1391-02:07 ب.ظ

ضرب المثل انگلیسی { ل - گ }

ل:

1. لغزش، ممکن است مانع از افتادن شود.

2. لذت مندانه خورده، ولیکن در نوشیدن اندازه نگه دار.

3. لیوان پر، باید با احتیاط کامل جا به جا شود.

4. لباس گشاد با دوام بوده، و لباس تنگ پاره میشود.

گ:

1. گوهر تراش نخورده، نمی درخشد.

2. گوشت برای یک مرد، سم برای دیگران است.

3. گوسفندی خوب است که پشم زیادی داشته و در عین حال کمتر بع بع کند.

4. گناه کار بزرگ ، قدیس بزرگ.

5. گناهان قدیمی، سایه های بلندی می اندازند.

6. گل زیبا زود تر پژمرده میشود.

7. گرسنگی، بهترین چاشنی است.

8. گذشته ها، گذشته است.

9. گوشت خوک و شراب تازه، آدمی را زود هنگام میکشد.

10. گوش باید عریض و زبان باید کوتاه باشد.

11. گاهی بزرگترین برد، از باختن حاصل میشود.

12. گریز از حادثه، گریز ناپذیر است.

13. گرفتار ترین آدمها، بیشترین اوقات فراغت را دارند.

14. گفتار زیاد ، عمل کم.

15. گفتن همانا و تمام کردن همانا.

16. گشاده رویی، ازدواج دختر را تقریبأ تضمین میکند.

 



نوع مطلب : ضرب المثل انگلیسی 

نویسنده :سعادت
تاریخ:دوشنبه 25 دی 1391-12:47 ب.ظ

ضرب المثل پارسی ( چ )

1.چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است.

2. چاقو دسته خودش را نمیبره.

3. چشم بازار را در آوردن.

4. چاه نکنده منار دزیده.

5.چهار میخ کردن.

6.چشم بسته غیب میگوید.

7. چاه نکن بهر کسی، اول خودت دوم کسی.

6. چشمش آلبالو کیلاس می چینه.( می بینه

7.چوب را برداری گربه دزده فرار می کنه.

8. چیزی بارش نیست.

9.چیزی که عوض داره، گله نداره.

10.چرا توپچی نشدی.

11. چشم داره نخودچی، ابرو نداره هیچی.

12. چاه کن همیشه ته چاه است.

13. چه علی خواجه، چه خواجه علی.

14. چوب دو سر طلاست.

15. چنار در خانه اش را نمیبینه.

16.چند کلمه از مادر عروس بشنو.

17.چشم و دل سیر است.

18.چشمش محک است.

19. چشم درویش کردن.

20.چادر قلعه زن است.

21.چهار دیواری، اختیاری.

22.چرت پاره شدن.

23. چشمش هزار کار میکنه، که ابرویش نمیدونه.

24.چیزی که از خدا پنهان است، از بنده چه پنهان.

25.چشم و دل پاک بودن.

26. چشم ما شور بود.

27. چیزی که پاره شده، وصله ور نمیداره.

28. چه به من بگو، چه به در بگو، چه به خر بگو.

29.چه بسا چیزی را دوست داری که برای شما شر است، و چه بسا چیزی را دوست نداری که برای شما خیر است.

30. چم و خم روزگار را بلد بودن.

31. چشم کلاغ و داره.

32. چراغ کسی را خاموش کردن.

33. چون به پیری رسید، دانست؛ پیر، پیر است گر چه شیر بود.

34.چنین است گاو سوار درشت؛ گهی پشت به زین و گهی زین به پشت.

35. چه حرامزاده مردمانند؛ که سنگ را بسته اند و سگ را رها کرده اند.

36. چون دخلت نیست، خرجت آهسته تر.



نوع مطلب : ضرب المثل فارسی 

نویسنده :سعادت
تاریخ:یکشنبه 24 دی 1391-02:46 ب.ظ

ضرب المثل پارسی ( گ )

1.گیسش را توی آسیاب سفید نکرده.

2.گربه را در اتاق حبس کنی پنجه به روت میزنه.

3. گاو نه، من شیرده.

4. گویی پی آتش آمده است.

5. گوش به زنگ بودن.

6. گوسفند را به گرگ سپردن.

7. گلی را برای کسی آب گرفتن.

8. گربه از نعل افکندن.

9. گاو مان زائیده است.

10. گاو پیشانی سفید است.

11. گوش خواباندم تا ببینم روزگار چه میشه.

12.گوشش به این حرفها بدهکار نیست.

13. گلیم خود را از اب بیرون کشیدن.

14. گل کمیاب ؛ عمرش هم کمه.

15. گل پشت و رو نداره.

18. گفت: جاجی خونه است؟ گفت: نه؛ گفت: اگر بود هم چیزی نمیداد.

19. گفت: خونه قاضی عروسی است، گفت: به تو چه؛ گفت: مرا هم دعوت کدهاند، گفت: به من چه.

20. گرمی را مردی ساز و مردی را گرمی.

21.گرگ را کرفتند، پند دهند؛ گفت: رم دهید گله رفت.

22. گرسنگی را چه دیدی.

23. گرگ در لباس میش.

24. گر صبر کنی ز غوره حلوا سازی.

25. گذشته ، آئینه آینده است.

28. گربه را دم حجله باید کشت.

29. گربه میگفت: اولش پلنگ بودم، از دست آدمیزاد به این روز افتادم.

30.گدا را رو دادی، قوم و خویش میشود.

31. گدا داند که ممسک کیست.

32. گاو نر هزار جریب به تخمش.

33. گاو بی شاخ و دم.

34. گردو در همه دهر یک نیشتر است؛ بر پای کسی رود که درویش تر است.

35. گندم از گندم روید، جو از جو.

38. گر خواهی نشوی رسوا‌ همرنگ جماعت شو .

39. گر مرگ خواهی به قبرستان برو.

40. گر بار گران بودیم، رفتیم.

41. گویند عاقلان غم دیوانه خورند؛ دیوانه شدیم عاقلان غم ما نخورنند.

42. گفتار نیک ، پندار نیک ، کردار نیک

43. گنجشک میخواست آب بخوره، افتاد تو حوضک.

43.گو خوردن افتادن.

44. گر خانه کسی است ، یک حرف بس است.

45. گردن از مو باریک بودن.

48. گمان در حق خویش بردن، بهتر است.

49. گوئی بط سفید جامه به صابون زده است.



نوع مطلب : ضرب المثل فارسی 



  • تعداد صفحات :3
  • 1  
  • 2  
  • 3  

هدایت به بالای

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic